close
تبلیغات در اینترنت
تفسیر احمد سوره عادیات

l4ec_عادیات.jpg

تفسيراحمد سوره عادیات

تتبع و نگارش : الحاج امين الدين «سعيدي  سعيد افغاني»

مهتمم و ديزاين: الحاج سليم عابد «پيمان»

سوره العادیات

سوره العادیات مکي و (11) آيه است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا (1) فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا (2) فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا(4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا (5) إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ (6) وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ(7) وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ (8) أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ (9) وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ (10) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ (11)

برای دانلود نسخه  pdf  اینجا کلیک کنید.

معلومات مؤجـز:
سوره«العادیات » مطابق به قول حضرت ابن مسعود، جابر، حسن بصری، عکرمه وعطا از جمله سوره های مکی بوده، ومطابق قول ابن عباس، انس، امام مالک وقتاده مدنی است (تفسیرقرطبی )
سوره عادیات،
دارای (1) رکوع ، و(11) یازده آیت ، و(40 ) چهل کلمه ،و(170 ) یکصدو هفتاد حرف ، و (78 ) هفتاد وهشت نقطه است.
طوریکه در فوق یاد اور شدیم این سوره دارای  یازده آیه است که میتوان آنرا به دو دسته تقسیم کرد :
دسته اول: آیات یک تا هشت: آیه اول قسم است و آیات دوم و سوم به آیه اول عطف شده و در حکم قسم‌اند. آیات چهارم و پنجم نیز بر آیه‌ سوم عطف شده‌اند. آیه ششم جواب قسم است و آیه هفتم علاوه بر عطف به آیه ششم، مرجع ضمیر «ه» در « إنَّهُ» و مشارٌ الیه  «ذلِکَ» در آن، در آیه پیشین است. آیه هشتم نیز با عطف و مرجع ضمیر با دو آیه پیشین مرتبط است و همه در حکم جواب قسم‌اند
دسته دوم: آیات نُه تا یازده: آیه‌ نهم با حرف عطف «ف» در  «أفلا یَعلَمُ» و این‌که مرجع ضمیر «هو» در «یَعلَمُ»  «انسان» در آیات قبلی است با آن‌ها مرتبط است. «حُصِّلَ » در آیه دهم به «بُعثِرَ» در آیه قبلی معطوف است و آیه‌ یازدهم مظروف «إذا بُعثِرَ» در آیات نهم و دهم است.
وجـه‌ تسمیه: 
این‌ سوره‌ به‌جهت‌ افتتاح‌ آن‌ با قسم  حق‌ تعالی‌ به‌ عادیات‌ كه‌ عبارت‌ از «اسبان‌ تیزتك‌ مجاهدان‌» است‌، «العادیات‌» نامیده‌ شد.
اسباب نزول:
بزار ابن ابو حاتم وحاکم از ابن عباس (رض) روایت کرده اند که: رسول الله صلی الله علیه وسلم یک دسته از سواران سپاه اسلام را به یکی از میدانهای جهاد وپیکار فرستاد ، یک ماه منتظر ماند از آنها خبری نرسید ، پس آیه « وَالْعَادِیاتِ ضَبْحاً ‏» نازل شد.
محتوی سوره:
اگر به محتوا این سوره دقت بعمل اید ، دیده می شود که ، در آغاز سوگندهای بیدار كننده ای را ذكر می كند،وبعد از آن سخن از پاره ای از ضعفهای نوع انسان همچون كفر و دنیا پرستی به میان می آورد و سرانجام با اشارة كوتاه وگویائی به مسألة معاد واحاطة علمی خداوند به بندگان ،سوره را پایان می دهد.
معنای مختصر:
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله بخشنده مهربان
وَالْعَادِیاتِ ضَبْحًا (1) فَالْمُورِیاتِ قَدْحًا (2) فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا (4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا (5) إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ (6) وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِیدٌ (7) وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیرِ لَشَدِیدٌ (8) أَفَلَا یعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ (9) وَحُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ (10) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ (11)
قسم  به اسب‌های دونده که نفس زنان (به سوی میدان) پیش می‌رفتند. ﴿1 وقسم  به اسب‌هایی که (در اثر اصطکاک سم‌شان باسنگ‌ها) جرقۀ (آتش) ایجاد کردند. ﴿2 باز قسم به اسب‌های که در صبحگاهان (بر دشمن) یورش برند. ﴿3 پس در آن هنگام گرد و غبار بر انگیرند. ﴿4 آنگاه به میان جمع (سپاه دشمن) در آیند، (و آن‌ها را محاصره کننده). ﴿5 محققاً انسان در برابر (نعمت‌های) پروردگارش بسیار ناسپاس است. ﴿6 و بی‌گمان او بر این (ناسپاسی) گواه است. ﴿7 و همانا او علاقة فراوان و شدیدی به مال دارد. ﴿8 آیا او نمی‌داند که چون آنچه در گور‌هاست، (همه زنده و) برانگیخته شوند؟ ﴿9 وآنچه در سینه‌هاست (همه) آشکار گردد. ﴿10 یقیناً در آن روز پروردگارشان به (وضع و حال) آن‌ها گاملاً آگاه است. ﴿11
ترجمه و تفسیرمؤجـز:
«وَالْعَادِیاتِ ضَبْحاً »‏(1)(قسم  به اسب‌های دونده که نفس زنان (به سوی میدان) پیش می‌رفتند!).از آنجا که جهاد امر مقدسی است این حیوانات نیز در این امر مقدس آنچنان ارزش پیدا می کنند که شایسته است سوگند به آنها یاد شود.
سوگند های قرآنی :
در قرآن عظیم الشان بصورت کل در چهل و چهار سوره ، درضمن صد و چهار آیه، صد و هجده مورد قسم یاد گردیده است.
 در سى و سه سوره
ٔ قرآنکریم، نود و پنج مورد سوگندهاى آفریدگار جهان است که در بیست و سه سوره، آغاز سوره با سوگند مى‏باشد، و دو مورد سوگندهائى است که از زبان رسول الله صلی الله علیه وسلم  در اثبات وقوع روز قیامت و محاسبه اعمال و جزاء در آن روز آمده است. در چهار مورد قسمى است که از برادران حضرت یوسف(ع) آمده است و یک مورد، سوگندى است که ساحران براى فرعون یاد کرده‏اند که بر موسى غالب خواهند شد.  یک مورد نیز سوگندى است که شیطان در اغواء بندگان غیر مخلص یاد کرده و پانزده مورد نیز مربوط به مشرکین و منافقین و منکرین روز قیامت مى‏باشد.   ( تفسیر کبیر صفحه  23 و 24 )
سوگند
(sawgand) در اصل «سوکنته»(Saokenta) به معنى گوگرد و سوگند خوردن به معنى خوردن گوگرد است که نوعى آزمایش براى تشخیص گناهکار از بى گناه بوده.در قدیم مقدارى آب آمیخته به گوگرد را به متهم مى‏خورانیدند و از تأثیر آن در وجود وى گناهکار بودن یا بى گناه بودن او را تعیین مى‏کردند. بعدها به معنى قسم بکار رفته است ( فرهنگ عمید، جلد 2، صفحه 1485 )
قسم که اقرار و اعترافى است که شخص بر روى شرف و ناموس خود مى‏کند و خدا، یا بزرگى را شاهد گیرد، مانند قسم .(فرهنگ فارسى معین، دکتر محمد معین، ج 2، ص 1956 )
کلمه  «قسم» در زبان عربى و تمام اشتقاقات آن مترادف کلمه «سوگند» در زبان فارسى است و قسم را از این جهت قسم گفته‏اند که کلام را دو قسم کرده قسم صواب و صحیح را از قسم خطا و اشتباه بیرون مى‏برد. و در اصطلاح قسم جمله‏اى است که بواسطه آن جمله دیگرى تأکید مى‏شود
.  (مغنى اللبیب ابن هشام، صفحه 56)
شیخ محمد عبده  در مورد قسم های قرآنی می فرماید: «وقتى به همه چیزهائى که مورد سوگند قرآن قرار گرفته دقت مى‏کنى مى‏بینى که بعضى از مردم آن را انکار مى‏کرده‏اند و یا در اثر بى اطلاعى از فایده‏اش مورد تحقیر قرار مى‏دادند و خلاصه آنکه از حکمت در آفرینش آنها غافل بوده‏اند که این سوگندها به همه آنها پاسخ داده و مردم را از شک و تردید و وهم و غفلت بیرون آورده و موفقیت هر کدام از موجودات را به درستى نشان داده و حقایق امور را آشکار ساخته است»
براى تعظیم و تکریم اعمال خیر و شایسته تا مردم به انجام آنهاتشویق و ترغیب شوند، مانند از جمله قسم  «وَالْعَادِیاتِ ضَبْحاً »‏  (قسم  به اسبان تازنده‌ای که نَفَس زنان پیش می‌روند!).
از جانب دیگر ، سوگندهاى قرآن عالى‏ترین وسیله جهت گرایش افکار انسان به تحقیق در ژرفاى مسائل و موجودات جهان است تا از رهگذر این کوششها و دقتها درهاى علوم و دانشها را بسوى جامعه انسانى بگشایند. و بقول طنطاوى «سوگندهاى قرآن کلید دانشها است) (الجواهر طنطاوى، جلد 25، صفحه  258 به نقل از سوگندهاى قرآن ابوالقاسم رزاقى)
«فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً ‏»(2)(وقسم  به اسب‌هایی که (در اثر اصطکاک سم‌شان باسنگ‌ها) جرقۀ (آتش) ایجاد کردند).
«فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحاً »‏(3)( باز قسم به اسب‌های که در صبحگاهان (بر دشمن) یورش برند).
«فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً ‏»(4)(پس در آن هنگام گرد و غبار بر انگیرند.).
«فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً »‏(5)( آنگاه به میان جمع (سپاه دشمن) در آیند، (و آن‌ها را محاصره کننده )
«إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ »‏(6)( محققاً انسان در برابر (نعمت‌های) پروردگارش بسیار ناسپاس است).
«کنود » :حضرت حسن بصری در معنای کنود می فرماید : کنود عبارت از شخصی است که مصایب را به یاد اورده ونعمت ها را فراموش می کند
.
ابوبکر واسطی فرموده است: کسی که نعمت های الله را در نافرامانی او صرف کند، کنود است .
ترمذی فرموده است کسی که به نعمت بنگرد وبه منعم نعمت دهنده ننگرد او کنود است، ما حصل این قول ناسپاس است .که در فوق این کلمه ناسپاس ترجمه شد .
«وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِیدٌ ‏»(7)(و همانا خود انسان نیز بر این گواه است).
«وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیرِ لَشَدِیدٌ ‏»(8)( و همانا او علاقة فراوان و شدیدی به مال دارد).
در آیات متذکره هشت گانه فوق نقاط ذیل را میتوان برجسته  ساخت:
- پنج قسم به حرف (ف ) با هم مرتبط شده که نشان می دهد همه از جنس واحد ویکسان اند . یعنی همین دوندگان اند که با دوش تند وتیز خود صدای خشنی از سینه های شان بیرون میدهند که دال بر شدت دوش آنها ست وهمینها اند که چون سم شان باسنگی اصابت می کند ، جرقه های آنش می افرزوند وهمینها اند که برای غارت صبحگاهان ، بکار گرفته شده اند وهمین ها اند که در اثنای دوش تند وتیز شان ، گرد وغبار بر انگیخته اند وهمینها اند که در صف مقابل رخنه نموده شق اجرا کرده اند.
از چگونگی بیان بوضوح معلوم می شود که هدف از این دوندگان تند وتیز فقط اسپ های می باشد ، این صفات بر هیچ دوندگان دیگری جز اسپ ها صدق نمی کند.
- جواب قسم ها فوق این است « بی گمان که انسان در برابر پروردگارش خیلی ناسپاس است ؟ ( تفسیر جلوه های از اسرار قرآن )
در قرآن عظیم الشان در بسیاری از  آیات صفات برخی از بندگان ناسپاس را بیان میکند که در هنگام مصیبت به یاد خدا مشغول می گردد ، وبه الله  روی میآورد، ولی هنگام رفاه و نعمت و یا پس از رفع مصیبت و نقمت، از الله  روی میگردانند، واورا به فراموشی می سپارند.
قرآن عظیم الشان در ( آیات 63- 64 سوره الانعام ) می فرماید :« قُلْ مَن یُنَجِّیکُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ ه
ٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ * قُلِ اللَّهُ یُنَجِّیکُم مِّنْهَا وَمِن کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِکُونَ »( بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهایی می‌بخشد؟ درحالی که او را با حالت تضرع (و آشکارا) و در پنهانی می‌خوانید؛ (و می‌گویید:) اگر از این (خطرات و ظلمتها) ما را رهایی می‌بخشد، از شکرگزاران خواهیم بود * بگو: «خداوند شما را از اینها، و از هر مشکل و ناراحتی، نجات می‌دهد؛ باز هم شما برای او شریک قرار می‌دهید! (و راه کفر می‌پویید).
همچنان می فرماید :  « وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَی
ٰ ضُرٍّ مَّسَّهُ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ » ﴿سوره یونس: 12(هنگامی که به انسان زیان (و ناراحتی) رسد، ما را (در هر حال:) در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است، می‌خواند؛ امّا هنگامی که ناراحتی را از او برطرف ساختیم، چنان می‌رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی کهبه او رسیده بود، نخوانده است! این گونه برای اسرافکاران، اعمالشان زینت داده شده است (که زشتی این عمل را درک نمی‌کنند!).
- «
 فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ » (سوره الفجر: 16-15)
( امّا انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می‌کند
 و نعمت می‌بخشد (مغرور می‌شود و) می‌گوید پروردگارم مرا گرامی داشته است * و امّا هنگامی که برای امتحان، روزیش را بر او تنگ می‌گیرد (مأیوس می‌شود و) می‌گوید پروردگارم مرا خوار کرده است ).
- «  فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَی
ٰ عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَلٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ » (سوره الزمر: 49
( هنگامی که انسان را زیانی رسد، ما را (برای حلّ مشکلش) می‌خواند؛
 سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم، می‌گوید: «این نعمت را بخاطر کاردانی خودم به من داده‌اند»؛ ولی این وسیله آزمایش (آنها) است، امّا بیشترشان نمی‌دانند )
-
« وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ‌« (سوره التوبة: 76-75.
( بعضی از آنها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از
 فضل خود روزی دهد، قطعاً صدقه خواهیم داد  و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود * امّا هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند ).
پروردگار با عظمت به همچو اشخاص ناسپاس وکافربا تمام صراحت می فرماید که : که روز باپرس آمدنی است ،  قیامت بر پا خواهد شد وآنچه در قبر ها خفته اند ، بر انگیخته خواهند شد وبه آنچه در سینه ها ست ، رسیدگی خواهد شد ، اینها در برابر پروردگارش خواهد ایستاد ، وخواهد دانست که پرورگارش آنروزی ، بیش از هر کس دیگری ، از حال او باخبرتر است، میداند چه ناسپاسی کرده است ، ومیداند که مستحق چه پاداشیست .
-« وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ه
ٰذَا لِی وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَیٰ رَبِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَیٰ فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ » (سوره فصلت: 50.(و هرگاه او را رحمتی از سوی خود بعد از ناراحتی که به او رسیده بچشانیم می‌گوید: «این بخاطر شایستگی و استحقاق من بوده، و گمان نمی‌کنم قیامت برپاشود؛ و (بفرض که قیامتی باشد،) هرگاه بسوی پروردگارم بازگردانده شوم، برای من نزد او پاداشهای نیک است. ما کافران را از اعمالی که انجام داده‌اند (بزودی) آگاه خواهیم کرد و از عذاب شدید به آنها می‌چشانیم ).
«أَفَلَا یعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ‏» (9)( آیا او نمی‌داند که چون آنچه در گور‌هاست، (همه زنده و) برانگیخته شوند؟)
«وَحُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ‏ »(10)(وآنچه در سینه‌هاست (همه) آشکار گردد.).
«إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ یوْمَئِذٍ لَّخَبِیرٌ »‏(11)(یقیناً در آن روز پروردگارشان به (وضع و حال) آن‌ها گاملاً آگاه است. ).انسان باید بداند که همچو روز باپرس ومحاکمه ومحاسبه حتمآ آمدنی است ،که اسرار دل ها وعزایم پنهان در سینه بر ملا می شود ، اگر او بر ناسپاس خویش اعتراف نکند ، وتجدید نظر ننماید ، ودر پی جبران نرود ، در روز قیامت با پروردگار علیم واگاهی مواجه خواهد .
ترس وخوف از الله:
در بدو باید گفت که ما چرا از الله مهربان خویش بترسیم ؟الله كمال و جمال مطلق و شایسته‌ترین موجودی است كه انسان باید به او محبت بورزد، و او را دوست داشته باشد. منشأ و سرچشمه ترس‌ انسان از الله را می توان دردو چیز خلاصه نمود :

1- گاهی ترس انسان به خاطر وظایف و مسئولیت‌هایی است كه بر دوش دارد و ممكن است در انجام آن كوتاهی نماید، در نتیجه در محكمه عدل الهی نتواند از عهده جواب آن برآید و به خاطر كوتاهی در انجام وظیفه و یا عدم رعایت حقوق دیگران مجازات شود و یا مقامش نزد محبوب كم گردد . ترس از گناهان خود است.
2- گاهی ترس به خاطر درك عظمت مقام‌، و توجه به وجود بی‌انتها و پرمهابت پروردگار است‌. گاه می‌شود انسان به دیدن شخص بزرگی كه از هر نظر شایسته عنوان عظمت است می‌رود. دیدار كننده گاهی چنان تحت تأثیر مقام پرعظمت او قرار می‌گیرد كه احساس وحشت درون قلب خویش می‌نماید، تا آن جا كه به هنگام سخن گفتن لكنت زبان پیدا می‌كند، حتی گاهی حرف خود را فراموش می‌كند، هر چند آن شخص بزرگ نهایت محبت و علاقه را به او و همه دارد، و كار خلافی نیز از این شخص سرنزده است‌. این نوع ترس بازتاب و عكس‌العمل درك عظمت است‌. این حالت جز برای كسانی كه واقف به عظمت ذات پاك و مقام كبریایی پروردگارند و لذت قرب او را چشیده‌اند، حاصل نمی‌شود. قرآن مجید این حالت را مخصوص بندگان عالم و آگاه دانسته : «إِنَّمَا یخْشَی اللَّه‌َ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ الْعُلَمَـَّاؤُا » (سوره فاطر آیه 28 )؛ از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او خشیت دارند». این نوع ترس مولود سیر آفاقی و انفسی و آگاهی از علم و قدرت و حكمت پروردگار است‌
.
ترس از الله  چه به معنای اول و چه به معنای دوم باشد مهم ترین عامل ذكر و توجه مطلق نسبت به خداوند و دستور و جایگاه او و امور مرتبط با این حقایق در وجود انسان است . به همین جهت مقام خشیت و خوف الهی یكی از ارزشمندترین جلوه های مقابله با غفلت ها و انحرافات و لغزش های دنیوی است. در عین حال خوف و خشیت به همراه درك حقیقت آن ، لذتی درونی و معنوی را در وجود انسان متجلی می سازد . لذت همراه با این ترس همانند لذت حضور در برابر بزرگ ترین شخصیت عالم است كه در عین فشار ،مقام حضور و اضطراب ناشی از آن هیچ گاه از یاد فرد خارج نشده ،همواره به عنوان زیباترین لحظه زندگی او به یاد خواهد ماند؛ نه تنها خوف وخشیت مذموم و ناراحت كننده و نشان سرخوردگی و دوری نیست بلكه عامل نزدیكی ، محبت بیشتر و تضمین كننده سعادت و رستگاری در آخرت و نجات از هراس آینده نزدیك است . اگر انسانی در مقابل عظمت و بزرگی خدا از یك سو و كوتاهی‏ها و گناهان خود از سوی دیگر، به خشیت الهی نرسید و خضوع و خوف به معنای درست كلمه در وجود او حاكم نشد، به دنبال برطرف کردن کاستی ها و توبه نخواهد رفت . در قیامت در شرایطی نابسامان و بسیار خوفناك قرار خواهد گرفت كه هول و هراس آن هزاران بار بیش از خوف و خشیت در برابر خداوند است
.
لغتنامه:
‏« الْعَادِیاتِ »: جمع عَادِیة ، اسبان تازنده . مراد هر مركب و وسیله‌ای است كه در راه یزدان و برای اجرا فرمان او مورد استفاده قرار گیرد.
« ضَبْحاً » : صدای نفَس اسبان به هنگام دویدن . 

‏« الْمُورِیاتِ » : جمع مُورِیة ، آتش افروزندگان با چخماق . مراد تولیدكنندگان جرقّه‌ها است .
« قَدْحاً » : زدن سنگ چخماق به یكدیگر برای تولید جرقّه . در اینجا به معنی اسم فاعل یعنی ( قَادِحَات ) و حال است . مراد زنندگان سمهای پا بر سنگهای زمین است .‏

‏« الْمُغِیرَاتِ » : جمع مُغیرَة ، یورش برندگان . هجوم‌كنندگان .
« صُبْحاً » : بامدادان . مفعولٌ‌فیه است . آن را در معنی اسم فاعل ، یعنی ( مُصْبِحَات ) نیز دانسته و حال بشمار آورده‌اند .
‏« أَثَرْنَ » : برانگیختند . برپا كردند . باب افعال و از مصدر ( إثارَة ) و از ماده ( ثور ) است ( مراجعه شودسوره  : بقره‌ / 71 ، سوره روم‌ / 9 و 48 ،سوره  فاطر / 9 ) .
« وَسَطْنَ » : به وسط رفتند . به میانه دویدند .
‏« الإِنسَانَ » : مراد انسانی است كه در پرتو معارف الهی تربیت نیافته است و تعلیمات انبیاء بر دلش نتافته است ، و خویشتن را تسلیم غرائز و شهوات سركش نموده است .
 « كَنُودٌ » : كفران نعمت‌كننده . ناسپاس . حق‌ناشناس .‏

‏« بُعْثِرَ » : بیرون آورده شد و زنده گردید ( سوره: انفطار / 4 ) .‏
‏« حُصِّلَ » : به دست آورده شد . جمع گردید .‏ (مواخذ : تفسیر نور )
جهاد ومهاجرت:
در حدیثی آمده است «لا هجرةَ بعدَ الفتحِ، ولکنْ جهاد، ونیَّة وإذا استُنفِرتُم فانفِروا» یعنی: « بعد از فتح مکه هجرتی وجود ندارد، اما جهاد و نیت باقیست، و هرگاه دعوت به جهاد شدید، به جهاد بروید» بخاری (2783)، ومسلم (1353).
قبل از همه باید این حدیث را پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از آنکه مکه را فتح کردند فرموده است. مکه قبل از فتح بعنوان سرزمین و دیار شرک محسوب می شد که مسلمانان از آنجا به سوی مدینه و به سوی الله و رسولش هجرت می کردند، وقتی که آنجا فتح گردید، از آن پس هجرت از آنجا مشروع نیست، زیرا دیگر به دیار و بلاد اسلام تبدیل شده و لهذا هجرت از مکه به جای دیگر ساقط شد.
با این وجود هجرت کردن از بلاد شرک تا روز قیامت باقی و پابرجاست، و نفی از هجرت در این حدیث تنها مخصوص هجرت از مکه است.
و اینکه فرمودند : « اما جهاد و نیت باقیست»، یعنی چیزی که بعد از فتح مکه برای مردم آنجا هنوز باقی مانده؛ جهاد کردن است البته اگر برایشان ممکن بود، و یا نیت رفتن به جهاد اگر برایشان امکان رفتن نباشد، لذا فرمودند : «
 ولکن جهاد ونیَّة » یعنی جهاد در راه خدا و نیت خالصانه، بگونه ایکه قصد مسلمان ازجهادش برای پیروزی و سربلندی دین خداوند باشد.
و اما آنجا که فرمودند: « و هرگاه دعوت به جهاد شدید، به جهاد بروید»، یعنی هرگاه ولی امر شما را برای رفتن به جهاد در راه خدا مطالبه کرد، بر شما واجب است که به جهاد بروید، به دلیل فرموده باری تعالی : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآَخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الْآَخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ * إِلَّا تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِیمًا وَیَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَیْئًا وَاللَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (سوره توبه 39-38).یعنی : ‏ای مؤمنان! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود:
  ( برای جهاد ) در راه خدا بیرون روید، سستی می‌کنید و دل به دنیا می‌ دهید؟ آیا به زندگی این جهان به جای زندگی آن جهان خشنودید؟  متاع این جهان در برابر متاع آن جهان، چیز کمی بیش نیست.‏ ‏اگر برای جهاد بیرون نروید، خداوند شما را ( در دنیا با استیلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان) عذاب دردناکی می‌دهد و (شما را نابود می‌کند و) قومی را جایگزینتان می‌سازد که جدای از شمایند (و پاسخگوی فرمان خدایند و در اسرع وقت دستور او را اجرا می‌نمایند) و هیچ زیانی به خدا نمی‌رسانید و خدا بر هر چیزی توانا است».(مجموع فتاوی ورسائل فضیلة الشیخ محمد بن صالح العثیمین  (25/439).

 

 

صدق الله العظیم و صدق  رسوله نبی الکریم.

 

 

فهرست :
معلومات مؤجز
 
وجه‌ تسميه
 اسباب نزول

محتوا سوره

معنای مختصر 
 ترجمه وتفسیرمؤجز 
 ترس وخوف از الله
 
لغتنامه 
 
جهاد ومهاجرت 

 

منابع و مأخذ های عمده:
- تفسیر وبیان کلمات قرآن کریم (تالیف شیخ حسنین محمد مخلوف واسباب نزول علامه جلال الدین سیوطی ترجمه از عبد الکریم ارشد فاریابی
- تفسیر انوار القرآن - نوشته: عبدالرؤ ف مخلص
هروی
 -
فیض  الباری شرح صیح البخاری  داکتر عبد الرحیم فیروز هروی
- تفسیر طبری - امام المفسرین 
- تفسیر المیزان
- تفسیر پرتوی از قران
-  تفسیر القرآن الکریم - ابن کثیر (متوفی سال 774 هـ)

- امام سیوطی کتاب   »اسباب النزول  »
- مفردات الفاظ القرآن،از راغب اصفانی
- جلوه های از اسرار قرآن مهندس حکمتیار
- تفسیر معارف القران  مولف حضرت علامه مفتی محمد شفیع عثمانی  دیوبندی مترجم مولانا محمد یوسف حسین پور 
- تفسیر فی ظلال القرآن/ سید قطب (متوفی سال 1387 هـ)
- تفسير نور تألیف دکتر مصطفی خرّم دل
- تفسیر کابلی (تالیف :شیخ محمود الحسن دیوبندی  مترجم : هیاتی از علمای افغانستان )
- صحیح مسلم
- صحیح البخاری

 برای مشاهده دیگر تفاسیر بر روی سوره های زیر کلیک کنید.

 

تفسیر احمد سوره نبأ

تفسیر احمد سوره نازعات

تفسیر احمد سوره  عبس

تفسیر احمد سوره تکویر

تفسیر احمد سوره انفطار

تفسیر احمد سوره مطففین

تفسیر احمد سوره انشقاق

تفسیر احمد سوره بروج

تفسیر احمد سوره طارق

تفسیر احمد سوره اعلی

تفسیر احمد سوره غاشیه  

تفسیر احمد سوره فجر

تفسیر احمد سوره بلد

تفسیر احمد سوره شمس

تفسیر احمد سوره لیل

تفسیر احمد سوره ضحی

تفسیر احمد سوره شرح

تفسیر احمد سوره تین

تفسیر احمد سوره علق

تفسیر احمد سوره قدر

تفسیر احمد سوره بینه

تفسیر احمد سوره زلزله

تفسیر احمد سوره عادیات

تفسیر احمد سوره قارعه

تفسیر احمد سوره تکاثر

تفسیر احمد سوره عصر

تفسیر احمد سوره همزه

تفسیر احمد سوره فیل

تفسیر احمد سوره قریش

تفسیر احمد سوره ماعون

تفسیر احمد سوره کوثر

تفسیر احمد سوره کافرون

تفسیر احمد سوره نصر

تفسیر احمد سوره مسد

تفسیر احمد سوره اخلاص

تفسیر احمد سوره فلق

تفسیر احمد سوره ناس 

 

بخش نظرات براي پاسخ به سوالات و يا اظهار نظرات و حمايت هاي شما در مورد مطلب جاري است.
پس به همين دليل ازتون ممنون ميشيم که سوالات غيرمرتبط با اين مطلب را در انجمن هاي سايت مطرح کنيد . در بخش نظرات فقط سوالات مرتبط با مطلب پاسخ داده خواهد شد .

شما نيز نظري براي اين مطلب ارسال نماييد:


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی